ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

174

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بودنش مستلزم نبودن فضيلت صداقت است كه صداقت موجب متحّد شدن با واحد حقيقى است و آن سبب خوشبختى دنيا و آخرت مىباشد . كلمهء بيست و چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا حياء لحريص . حريص را حيا و آزرم نيست . شارح گويد : معلوم شد كه حيا محصور كردن نفس است از ترس آن كه به كارهاى زشت دست نزند و به خاطر پرهيز از نكوهش و ناسزاى راست است ، و حرص نكوهيده همان تلاش زياد در به دست آوردن امور نابود شدنى است مانند به دست آوردن مال و جمع آن و كوشش در به دست آوردن لذّتهاى حاضر خيالى كه در حقيقت دفع بيماريهاست ، و چون اين دو معنى را تصور كردى بر تو آشكار مىشود كه چرا ميان آن دو ضديّت وجود دارد چون كسى كه در به دست آوردن مال و لذّت بكوشد از خشكى و درشتى صورت كه با آن قدرت بر نزاع و دشمنى و لجاجت در وقت خريد و فروش و جز آن از تصرّفات را دارد ، جدا نمىباشد ، و هر گاه چنان باشد از انجام دادن كارهاى زشت بيمى ندارد و او را از نكوهش پرهيزى نباشد ، و به دشنام و ناسزا اهميّتى نمىدهد ، و لازمهء آن بى حيايى مىباشد بى حيايى بطور كلى از حرص منبعث مىشود ، و چون حيا و حرص با هم قابل اجتماع نيستند و دانستى كه حيا فضيلتى است كه از شاخه هاى عفّت و پاكدامنى است و عفّت جزيى بزرگ از اجزاى عدالتى است كه به وسيلهء آن دو نيروى عملى و نظرى انسان كامل مىشود . اى برادر بر تو واجب است كه از حرص دورى كنى پس از آن كه بر همراه داشتن فضيلت حيا حرص ورزى و حيا را محافظت كنى اگر در تو موجود است و اگر موجود نيست پس بايد حرص تو بر اين باشد كه چرك حرص را از وجودت بشويى تا حيا را به دست آورى ، خدا ما و شما را بر آنچه موجب نزديكى به او مىشود توفيق دهد ، همانا خداوند بخشنده و كريم است . كلمهء بيست و پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : البخل جامع لمساوى العيوب ( 1 ) . حسد تمام عيبهاى بد را در خود گرد آورده است .

--> ( 1 ) شارح ( ره ) در نهج البلاغه شرحى بر اين كلمه دارد كه به خواست خدا در آخر كتاب بيان خواهيم كرد .